سطح B2اسم

die Übelkeit

[ˈyːbl̩kaɪ̯t]

حالت تهوع

English: nausea

گرامر

آرتیکل
die
جمع
(Sg.)

صرفِ Übelkeit در چهار حالت

حالتSingularPlural
Nominativنهادی (چه کسی؟)die Übelkeitdie (Sg.)
Akkusativمفعولی (چه را؟)die Übelkeitdie (Sg.)
Dativبه‌ای (به چه کسی؟)der Übelkeitden (Sg.)n
Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟)der Übelkeitder (Sg.)

جمله‌ی مثال با Übelkeit

  • Während der Schwangerschaft litt sie oft unter Übelkeit.

    در دوران بارداری او اغلب از حالت تهوع رنج می‌برد.

مترادف و متضاد

«Übelkeit» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.