[ˈyːbl̩kaɪ̯t]
حالت تهوع
English: nausea
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Übelkeit | die (Sg.) |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Übelkeit | die (Sg.) |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Übelkeit | den (Sg.)n |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Übelkeit | der (Sg.) |
Während der Schwangerschaft litt sie oft unter Übelkeit.
در دوران بارداری او اغلب از حالت تهوع رنج میبرد.
«Übelkeit» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.