[yːbɐˈlastʊŋ]
بار اضافه، فشار
English: overload, strain
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Überlastung | die Überlastungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Überlastung | die Überlastungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Überlastung | den Überlastungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Überlastung | der Überlastungen |
Nicht die Last, sondern die Überlastung bringt Lebewesen um.
بار نیست، بلکه فشار بیش از حد است که موجودات زنده را از پا درمیآورد.
«Überlastung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.