[ˌyːbɐˈtʁaːɡʊŋ]
پخش (برنامه)، انتقال
English: broadcast, transmission
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Übertragung | die Übertragungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Übertragung | die Übertragungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Übertragung | den Übertragungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Übertragung | der Übertragungen |
Die Übertragung des Spiels beginnt gleich.
پخش بازی بهزودی شروع میشود.
Stechmücken sind Vektoren der Übertragung.
پشهها ناقل بیماری هستند.
«Übertragung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.