[ˈyːbʊŋ]
تمرین
English: exercise, practice
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Übung | die Übungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Übung | die Übungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Übung | den Übungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Übung | der Übungen |
Mir fehlt die Übung.
تمرین کم دارم.
«Übung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.