[yːbɐˈʃpiːlən]
پنهان کردن، انتقال دادن
English: to conceal, to transfer
جدولِ کاملِ صرف überspielen در همهی زمانها ←Er versuchte, seine Nervosität mit einem Lächeln zu überspielen.
او سعی کرد عصبی بودنش را با لبخند پنهان کند.
«überspielen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.