[ˈapˌdaŋkʊŋ]
کنارهگیری، استعفا
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Abdankung | die Abdankungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Abdankung | die Abdankungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Abdankung | den Abdankungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Abdankung | der Abdankungen |
Der König wurde zur Abdankung gezwungen.
«Abdankung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.