[ˈapˌhaŋ]
شیب، سرازیری
English: slope, descent
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Abhang | die Abhänge |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Abhang | die Abhänge |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Abhang | den Abhängen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Abhangs | der Abhänge |
Ken rannte den Abhang hinauf.
کن از شیب بالا دوید.
«Abhang» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.