مجوز تحویل گرفتن کودک
English: authorization to pick up child
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Abholberechtigung | die Abholberechtigungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Abholberechtigung | die Abholberechtigungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Abholberechtigung | den Abholberechtigungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Abholberechtigung | der Abholberechtigungen |
Ohne eine schriftliche Abholberechtigung darf die Oma das Kind nicht mitnehmen.
بدون مجوز کتبی تحویل، مادربزرگ اجازه ندارد کودک را با خود ببرد.
«Abholberechtigung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.