[ˈapˌʁɛçnʊŋ]
تسویه حساب
English: settlement, reckoning
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Abrechnung | die Abrechnungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Abrechnung | die Abrechnungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Abrechnung | den Abrechnungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Abrechnung | der Abrechnungen |
Ich bitte um die Abrechnung.
لطفاً صورتحساب را میخواهم.
«Abrechnung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.