[ˌalɛʁˈɡiː]
آلرژی، حساسیت
English: allergy
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Allergie | die Allergien |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Allergie | die Allergien |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Allergie | den Allergien |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Allergie | der Allergien |
Im Frühling habe ich oft mit meiner Allergie zu kämpfen.
در بهار من اغلب باید با آلرژیام دست و پنجه نرم کنم.
«Allergie» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.