[ˈanfɛŋɐˌɡlʏk]
بختِ تازهکار
English: beginner's luck
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Anfängerglück | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Anfängerglück | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Anfängerglück | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Anfängerglücks | — |
Beim ersten Spiel hatte er Anfängerglück.
در بازی اول، بختِ تازهکار را داشت.
«Anfängerglück» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.