[ˈaʁbaɪ̯t͡sˌʔʊnfal]
حادثهی حین کار
English: work accident
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Arbeitsunfall | die Arbeitsunfälle |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Arbeitsunfall | die Arbeitsunfälle |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Arbeitsunfall | den Arbeitsunfällen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Arbeitsunfalls | der Arbeitsunfälle |
Ich hatte einen Arbeitsunfall.
من یک حادثه کاری داشتم.
«Arbeitsunfall» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.