[aʁtiˈʃɔkə]
کنگر فرنگی
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Artischocke | die Artischocken |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Artischocke | die Artischocken |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Artischocke | den Artischocken |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Artischocke | der Artischocken |
Tom sagt, dass er noch nie eine Artischocke gegessen habe.
«Artischocke» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.