[ˈaʊ̯ɡn̩ˌhøːə]
سطح چشم
English: eye level
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Augenhöhe | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Augenhöhe | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Augenhöhe | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Augenhöhe | — |
Was Putin wirklich will, ist Respekt auf Augenhöhe.
چیزی که پوتین واقعاً میخواد، احترامِ برابره.
«Augenhöhe» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.