[ˈaʊ̯sɡʊk]
دیدبانی
English: lookout
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Ausguck | die Ausgucke |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Ausguck | die Ausgucke |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Ausguck | den Ausgucken |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Ausgucks | der Ausgucke |
Der Ausguck im Krähennest meldete Land in Sicht.
دیدهبانِ بالای دکل، خشکی را در دیدرس اعلام کرد.
«Ausguck» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.