سطح B2اسم

der Ausschlag

[ˈaʊ̯sʃlaːk]

جوش، بثورات پوستی

English: rash, skin eruption

گرامر

آرتیکل
der
جمع
die Ausschläge

صرفِ Ausschlag در چهار حالت

حالتSingularPlural
Nominativنهادی (چه کسی؟)der Ausschlagdie Ausschläge
Akkusativمفعولی (چه را؟)den Ausschlagdie Ausschläge
Dativبه‌ای (به چه کسی؟)dem Ausschlagden Ausschlägen
Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟)des Ausschlagsder Ausschläge

جمله‌ی مثال با Ausschlag

  • Nach dem Essen der Nüsse bekam er einen Ausschlag am Arm.

    پس از خوردن آجیل او روی دستش بثورات پوستی (جوش) زد.

مترادف و متضاد

«Ausschlag» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.