سطح C2اسم

das Ballkleid

[ˈbalˌklaɪ̯t]

لباس مجلسی

English: ball gown

گرامر

آرتیکل
das
جمع
Ballkleider

صرفِ Ballkleid در چهار حالت

حالتSingularPlural
Nominativنهادی (چه کسی؟)das Ballkleiddie Ballkleider
Akkusativمفعولی (چه را؟)das Ballkleiddie Ballkleider
Dativبه‌ای (به چه کسی؟)dem Ballkleidden Ballkleidern
Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟)des Ballkleidsder Ballkleider

جمله‌ی مثال با Ballkleid

  • Emina hat ein neues Ballkleid.

    امینا یک لباس مجلسی نو دارد.

«Ballkleid» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.