[ˈbɛɪ̯sbɔːlˌʃpiːl]
بازی بیسبال
English: baseball game
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Baseballspiel | die Baseballspiele |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Baseballspiel | die Baseballspiele |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Baseballspiel | den Baseballspielen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Baseballspiels | der Baseballspiele |
Ich schaue gern ein Baseballspiel an.
من دوست دارم بازی بیسبال تماشا کنم.
«Baseballspiel» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.