[bəˈkɛntnɪs]
اقرار، اعتراف
English: confession, admission
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Bekenntnis | die Bekenntnisse |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Bekenntnis | die Bekenntnisse |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Bekenntnis | den Bekenntnissen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Bekenntnises | der Bekenntnisse |
Irgendwie hat jedes Bekenntnis etwas Lächerliches.
به نوعی هر اعترافی کمی خندهدار است.
«Bekenntnis» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.