[bəˈʔoːbaxtʊŋsˌɡaːbə]
تیزبینی
English: observational skill
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Beobachtungsgabe | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Beobachtungsgabe | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Beobachtungsgabe | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Beobachtungsgabe | — |
Du hast eine gute Beobachtungsgabe.
تو قدرت مشاهده خوبی داری.
«Beobachtungsgabe» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.