[bəˈʁuːɪɡʊŋ]
آرامش
English: calming, reassurance
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Beruhigung | die Beruhigungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Beruhigung | die Beruhigungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Beruhigung | den Beruhigungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Beruhigung | der Beruhigungen |
Maria sang zur Beruhigung des Kindes ein Wiegenlied.
ماریا برای آرام کردن بچه لالایی خواند.
«Beruhigung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.