[bəˈzɔɪ̯fnɪs]
مستی، عیشی
English: drinking bout, binge
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Besäufnis | die Besäufnisse |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Besäufnis | die Besäufnisse |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Besäufnis | den Besäufnissen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Besäufnises | der Besäufnisse |
Tom sah nach einem dreitägigen Besäufnis aus wie der Tod auf Latschen.
تام بعد از سه روز میگساری حالش مثل مرغ سر کنده بود.
«Besäufnis» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.