[bəˈtɛːtɪɡʊŋ]
فعالیت، اشتغال
English: activity, occupation
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Betätigung | die -en |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Betätigung | die -en |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Betätigung | den -en |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Betätigung | der -en |
Sportliche Betätigung hält den Körper fit.
فعالیت ورزشی بدن را تناسب نگه میدارد.
«Betätigung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.