[ˈbɪltˌbant]
کتاب مصور
English: illustrated book
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Bildband | die Bildbände |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Bildbanden | die Bildbände |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Bildbanden | den Bildbänden |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Bildbanden | der Bildbände |
Er kauft einen Bildband über Paris.
او یک کتاب مصور درباره پاریس میخرد.
«Bildband» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.