[ˈblɛːsçən]
حباب کوچک، تاول
English: small bubble, blister
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Bläschen | die Bläschen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Bläschen | die Bläschen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Bläschen | den Bläschen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Bläschens | der Bläschen |
Bläschen steigen an die Wasseroberfläche.
حبابهای کوچک به سطح آب بالا میآیند.
«Bläschen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.