[ˈbløːdi̯aːn]
ابله، نفهم
English: fool, idiot
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Blödian | die Blödiane |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Blödian | die Blödiane |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Blödian | den Blödianen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Blödians | der Blödiane |
Wussten Sie schon, dass in manchem gesunden Körper ein ziemlicher Blödian steckt?
آیا میدانستید که در بعضی بدنهای سالم، یک آدم کاملاً احمق هم جا شده است؟
«Blödian» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.