[ˈblɪkə]
نگاهها
English: glances, looks
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Blicke | die Blicken |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Blicke | die Blicken |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Blicke | den Blicken |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Blicke | der Blicken |
Ihre Blicke trafen sich.
نگاههایشان به هم گره خورد.
«Blicke» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.