[ˈblɪkˌfɛlt]
میدان دید، حوزه نگاه
English: field of vision
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Blickfeld | die Blickfelder |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Blickfeld | die Blickfelder |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Blickfeld | den Blickfeldern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Blickfelds | der Blickfelder |
Die Bahn ist aus dem Blickfeld.
قطار از دید خارج شده است.
«Blickfeld» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.