[ˈbluːtˌʁaʊ̯ʃ]
حالت خشم شدید
English: bloodlust, frenzy
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Blutrausch | die Blutrausche |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Blutrausch | die Blutrausche |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Blutrausch | den Blutrauschen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Blutrausches | der Blutrausche |
Im Blutrausch verlor er jede Kontrolle.
در حالت خشم شدید، او هر کنترلی را از دست داد.
«Blutrausch» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.