[ˈbʁaɪ̯]
خط بریل
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Braille | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Braille | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Braille | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Brailles | — |
Louis Braille, der als Dreijähriger erblindete, erfand eine Lesemethode für Blinde.
«Braille» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.