[ˈbʁaːtn̩ˌzoːsə]
سس سرخکردنی، سس براتن
English: gravy, roasting sauce
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Bratensoße | die Bratensoßen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Bratensoße | die Bratensoßen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Bratensoße | den Bratensoßen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Bratensoße | der Bratensoßen |
Tom isst gerne Kartoffelbrei mit Bratensoße.
تام پورهسیبزمینی با سس کباب دوست دارد.
«Bratensoße» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.