[ˈbʁɔkoli]
کلم بروکلی
English: broccoli
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Brokkoli | die Brokkolis |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Brokkoli | die Brokkolis |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Brokkoli | den Brokkolis |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Brokkolis | der Brokkolis |
Ich mag Brokkoli.
من کلم بروکلی دوست دارم.
«Brokkoli» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.