[ˈbʁʊstˌvaʁt͡sə]
نوک پستان
English: nipple
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Brustwarze | die Brustwarzen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Brustwarze | die Brustwarzen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Brustwarze | den Brustwarzen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Brustwarze | der Brustwarzen |
Der Säugling nuckelte selig an der Brustwarze.
نوزاد با خوشحالی از سینه شیر میمکید.
«Brustwarze» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.