[ˈbuːsˌɡɛlt]
جریمه نقدی
English: fine, penalty
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Bußgeld | die Bußgelder |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Bußgeld | die Bußgelder |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Bußgeld | den Bußgeldern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Bußgelds | der Bußgelder |
Tom zahlt ein Bußgeld.
تام جریمه میپردازد.
«Bußgeld» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.