[ˈdakl̩]
داکِل، سگ کوتاهپا
English: dachshund
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Dackel | die Dackel |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Dackel | die Dackel |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Dackel | den Dackeln |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Dackels | der Dackel |
Sein Dackel sah ihn treudoof an.
داکسهاندش با نگاهِ سادهلوحانهی وفاداری به او نگاه کرد.
«Dackel» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.