[ˈdɛpjəti]
معاون، نایب
English: deputy
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Deputy | die Deputies |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Deputy | die Deputies |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Deputy | den Deputies |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Deputys | der Deputies |
Der Deputy vertrat den Sheriff während seiner Abwesenheit.
معاون در غیاب کلانتر جانشین او شد.
«Deputy» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.