[diʁɛkˈtiːvə]
دستورالعمل، فرمان
English: directive, order
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Direktive | die Direktiven |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Direktive | die Direktiven |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Direktive | den Direktiven |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Direktive | der Direktiven |
Die Direktive des Chefs ist klar.
دستورالعمل رئیس واضح است.
«Direktive» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.