[ˈdɔpl̩ˌleːbn̩]
زندگی دوگانه
English: double life
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Doppelleben | die Doppelleben |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Doppelleben | die Doppelleben |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Doppelleben | den Doppelleben |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Doppellebens | der Doppelleben |
Sami lebte ein Doppelleben.
سامی زندگی دوگانهای داشت.
«Doppelleben» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.