[dɔʁn]
خار
English: thorn
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Dorn | die Dornen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Dorn | die Dornen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Dorn | den Dornen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Dornes | der Dornen |
Mir steckt ein Dorn im Finger.
یک خار در انگشتم فرو رفته.
«Dorn» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.