[dʁɪft]
رانش، لغزش
English: drift, shift
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Drift | die Drifts |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Drift | die Drifts |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Drift | den Drifts |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Drift | der Drifts |
Die Drift des Bootes war schwer zu kontrollieren.
رانش قایق کنترلش سخت بود.
«Drift» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.