سطح B2اسم

die Durchblutung

[dʊʁçˈbluːtʊŋ]

خون‌رسانی

English: blood circulation

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Durchblutungen

صرفِ Durchblutung در چهار حالت

حالتSingularPlural
Nominativنهادی (چه کسی؟)die Durchblutungdie Durchblutungen
Akkusativمفعولی (چه را؟)die Durchblutungdie Durchblutungen
Dativبه‌ای (به چه کسی؟)der Durchblutungden Durchblutungen
Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟)der Durchblutungder Durchblutungen

جمله‌ی مثال با Durchblutung

  • Stimmt es, dass Ingwer die Durchblutung fördert und den Stoffwechsel verbessert?

    آیا درست است که زنجبیل گردش خون را تقویت می‌کند و سوخت‌وساز را بهبود می‌بخشد؟

«Durchblutung» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.