[ˈeːɐ̯ˌvʏʁdn̩]
عالیجناب، مقام روحانی
English: reverence, reverend
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Ehrwürden | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Ehrwürden | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Ehrwürden | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Ehrwürden | — |
Seine Ehrwürden hielt eine lange Predigt.
عالیجناب موعظه طولانیای ایراد کرد.
«Ehrwürden» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.