[ˈaɪ̯nˌblɪk]
نگاه، بینش
English: insight, view
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Einblick | die Einblicke |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Einblick | die Einblicke |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Einblick | den Einblicken |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Einblicks | der Einblicke |
Der Bericht gibt einen guten Einblick in die Lage.
گزارش نگاه خوبی به وضعیت میدهد.
«Einblick» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.