[ˈaɪ̯nɡəvaɪ̯də]
احشاء، رودهها
English: entrails, intestines
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Eingeweide | die Eingeweide |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Eingeweide | die Eingeweide |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Eingeweide | den Eingeweiden |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Eingeweides | der Eingeweide |
Die Eingeweide des Tieres wurden untersucht.
امعاء و احشای حیوان مورد بررسی قرار گرفت.
«Eingeweide» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.