[ˈaɪ̯sˌbaɪ̯n]
پاچه خوک
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Eisbein | die Eisbeine |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Eisbein | die Eisbeine |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Eisbein | den Eisbeinen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Eisbeins | der Eisbeine |
Kaum zu glauben, sie bestellte tatsächlich Eisbein mit Sauerkraut.
«Eisbein» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.