پرداخت، واریز
English: payment
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Entrichtung | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Entrichtung | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Entrichtung | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Entrichtung | — |
Die Entrichtung der Gebühr erfolgt an der Kasse.
پرداخت هزینه در صندوق انجام میشود.
«Entrichtung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.