سطح B2اسم

der Ermittler

[ɛɐ̯ˈmɪtlɐ]

بازپرس، محقق

English: investigator, detective

گرامر

آرتیکل
der
جمع
Ermittler

صرفِ Ermittler در چهار حالت

حالتSingularPlural
Nominativنهادی (چه کسی؟)der Ermittlerdie Ermittler
Akkusativمفعولی (چه را؟)den Ermittlerdie Ermittler
Dativبه‌ای (به چه کسی؟)dem Ermittlerden Ermittlern
Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟)des Ermittlersder Ermittler

جمله‌ی مثال با Ermittler

  • Tom ist verdeckter Ermittler.

    تام مأمور مخفی است.

خانواده‌ی واژه

«Ermittler» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.