[ɛɐ̯ˈʔoːbəʁʊŋ]
فتح، تسخير
English: conquest, capture
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Eroberung | die Eroberungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Eroberung | die Eroberungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Eroberung | den Eroberungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Eroberung | der Eroberungen |
Tom gab mit seiner neuesten Eroberung an.
تام با آخرین فتحش فخرفروشی میکرد.
«Eroberung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.