[ˈeːtɪk]
اخلاق، آیین رفتار
English: ethics, moral code
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Ethik | die Ethiken |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Ethik | die Ethiken |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Ethik | den Ethiken |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Ethik | der Ethiken |
Die Ethik hat fließende Grenzen.
اخلاق مرزهای سیالی دارد.
«Ethik» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.