[ˈfaːɐ̯ˌʃaɪ̯n]
بلیط (وسایل نقلیه)
English: ticket (transport)
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Fahrschein | die -e |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Fahrschein | die -e |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Fahrschein | den -en |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Fahrscheins | der -e |
Ich habe meinen Fahrschein verloren.
بلیطم را گم کردم.
مترادف
«Fahrschein» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.